عکس زمینه چپ
درونیابی در GIS

راهنمای جامع درونیابی (Interpolation) در GIS

در این نوشتار تخصصی به معرفی انواع درونیابی در GIS پرداخته می شود و شما یاد می گیرید که برای چه کاری از کدام روش استفاده کنید. در دنیای سیستم‌های اطلاعات جغرافیایی (GIS)، ما اغلب با نقاطی پراکنده سر و کار داریم (مثل ایستگاه‌های هواشناسی یا چاه‌های نمونه‌برداری خاک)، اما نیاز ما داشتن یک نقشه پیوسته برای تمام منطقه است. اینجاست که درونیابی یا Interpolation به عنوان یکی از حیاتی‌ترین ابزارهای تحلیل مکانی وارد عمل می‌شود.

در این مقاله، به زبانی ساده اما تخصصی بررسی می‌کنیم که درونیابی چیست، چه روش‌هایی دارد و مهم‌تر از همه، چه زمانی باید از کدام روش استفاده کنیم؟

درونیابی (Interpolation) در GIS چیست؟

درونیابی در GIS فرآیندی است که در آن با استفاده از مقادیر نقاط معلوم، مقادیر مکان‌های نامعلوم را پیش‌بینی می‌کنیم.

فرض کنید شما 10 ایستگاه باران‌سنجی در یک استان دارید. شما میزان بارش دقیق این 10 نقطه را می‌دانید، اما برای مدیریت کشاورزی نیاز دارید بدانید که در زمین‌های بین این ایستگاه‌ها چقدر باران باریده است. درونیابی این سطح پیوسته (Raster) را برای شما می‌سازد.

اصل اساسی: درونیابی بر اساس قانون زیر بنا شده است:

“همه چیز به هم مربوط است، اما چیزهای نزدیک‌تر، بیشتر به هم مرتبط‌اند.”

دسته‌بندی روش‌های درونیابی در GIS

قبل از انتخاب روش، باید بدانیم که تکنیک‌های درون یابی به دو دسته کلی تقسیم می‌شوند:

  1. قطعی (Deterministic): این روش‌ها صرفاً بر اساس فرمول‌های ریاضی و فاصله هندسی نقاط کار می‌کنند (مثل IDW و Spline)

  2. زمین‌آماری (Geostatistical): این روش‌ها علاوه بر فاصله، از روابط آماری و همبستگی فضایی (Autocorrelation) استفاده می‌کنند و می‌توانند میزان خطا یا عدم قطعیت را هم پیش‌بینی کنند (مثل Kriging)

محبوب‌ترین روش‌های درونیابی در GIS

روش وزن‌دهی معکوس فاصله (IDW – Inverse Distance Weighted)

این ساده‌ترین و رایج‌ترین روش است. فرض بر این است که هرچه یک نقطه مجهول به یک نقطه معلوم نزدیک‌تر باشد، شباهت بیشتری به آن دارد.

  • چگونه کار می‌کند: به نقاط نزدیک‌تر وزن بیشتری می‌دهد و نقاط دورتر اثر کمتری دارند.

  • ویژگی ظاهری: معمولاً در اطراف نقاط داده، دوایر متحدالمرکزی ایجاد می‌کند که به “اثر چشم گاو” (Bull’s eye effect) معروف است.

روش اسپلاین (Spline)

این روش شبیه به خم کردن یک ورقه لاستیکی انعطاف‌پذیر است که از نقاط معلوم عبور می‌کند. هدف آن ایجاد صاف‌ترین سطح ممکن با کمترین تغییرات ناگهانی است.

  • چگونه کار می‌کند: یک سطح ریاضی منحنی را طوری تنظیم می‌کند که از نقاط نمونه عبور کند و در عین حال شیب‌ها را ملایم نگه دارد.

  • نکته مهم: اسپلاین ممکن است اعدادی تولید کند که خارج از محدوده داده‌های شماست (مثلاً اگر کمترین ارتفاع 100 متر است، اسپلاین ممکن است در یک گودی عدد 95 را پیش‌بینی کند).

روش همسایه طبیعی (Natural Neighbor)

این روش بر اساس پلی‌گون‌های ورونوی (Voronoi) کار می‌کند. این “امن‌ترین” روش درونیابی است.

  • چگونه کار می‌کند: برای پیش‌بینی مقدار یک نقطه، از میانگین وزنی نزدیک‌ترین همسایه‌های اطرافش استفاده می‌کند (بر اساس مساحتی که از آن‌ها قرض می‌گیرد).

  • ویژگی: بر خلاف Spline، هرگز اعدادی خارج از بازه داده‌های اصلی تولید نمی‌کند.

کریجینگ (Kriging)

پادشاه روش‌های درونیابی! کریجینگ یک روش پیشرفته آماری است که فقط به فاصله نگاه نمی‌کند، بلکه “رفتار” داده‌ها در فضا را هم بررسی می‌کند.

  • چگونه کار می‌کند: ابتدا با استفاده از ابزاری به نام “سمی‌واریوگرام” (Semivariogram) همبستگی فضایی داده‌ها را مدل‌سازی می‌کند و سپس پیش‌بینی را انجام می‌دهد.

  • مزیت بزرگ: علاوه بر نقشه پیش‌بینی، یک نقشه خطا هم به شما می‌دهد که نشان می‌دهد در کدام مناطق پیش‌بینی شما دقیق و در کجا غیرقابل اعتماد است.

راهنمای انتخاب روش: کِی از کدام روش استفاده کنیم؟

این مهم‌ترین بخش برای یک متخصص GIS است. جدول زیر به شما کمک می‌کند تصمیم بگیرید:

نام روش بهترین زمان استفاده (کاربرد) محدودیت‌ها
IDW وقتی داده‌ها متراکم هستند و تغییرات محلی دارند. مناسب برای نمایش سریع داده‌ها. نمی‌تواند مقادیری بیشتر یا کمتر از داده‌های موجود تولید کند. حساس به نقاط پرت (Outliers).
Spline برای پدیده‌هایی که تغییرات بسیار نرم و تدریجی دارند (مثل سطح آب زیرزمینی، دما، یا ارتفاع در دشت‌ها). در مناطق با تغییرات ناگهانی (مثل دره‌ها و کوه‌های تیز) خطای زیادی دارد.
Natural Neighbor وقتی توزیع نقاط نامتوازن است (خوشه‌ای) و نیاز به یک روش محافظه‌کارانه و دقیق دارید. نتیجه نهایی کمی “هموار” شده است و جزئیات تیز را نشان نمی‌دهد.
Kriging وقتی دقت بالامهم است (مثل اکتشاف معدن، کشاورزی دقیق). وقتی می‌خواهید بدانید داده‌هایتان چقدر قابل اعتمادند. پیچیده است و نیاز به دانش آماری دارد. برای تعداد نقاط کم (زیر 20-30 نقطه) خوب کار نمی‌کند.
Trend وقتی فقط می‌خواهید روند کلی را ببینید (مثلاً جهت کلی وزش باد یا شیب کلی منطقه) و نه جزئیات محلی. برای تولید نقشه دقیق مناسب نیست، چون جزئیات محلی را حذف می‌کند.

بهترین روش درون یابی در GIS

هیچ روش “بهترینی” به صورت مطلق وجود ندارد. بهترین روش درونیابی بستگی به نوع داده‌های شما و هدف نهایی نقشه دارد.

پیشنهاد مهم این است که همیشه 2 یا 3 روش (مثلاً IDW و Kriging) را اجرا کنید و با استفاده از روش “Cross Validation” (اعتبارسنجی متقاطع) خطای آن‌ها را مقایسه کنید تا دقیق‌ترین مدل را برای پروژه خاص خود بیابید.

چگونه به نتایج اعتماد کنیم؟ (اعتبارسنجی و Cross-Validation)

یکی از بزرگ‌ترین اشتباهات در پروژه‌های GIS این است که صرفاً “زیبا بودن” نقشه خروجی را ملاک قرار دهیم. یک نقشه درونیابی شده ممکن است از نظر بصری بسیار جذاب و رنگارنگ باشد، اما از نظر آماری کاملاً غلط باشد!

برای اینکه بفهمیم کدام روش (مثلاً IDW بهتر است یا Kriging) برای داده‌های ما دقیق‌تر عمل کرده، از تکنیکی به نام Cross-Validation (اعتبارسنجی متقاطع) استفاده می‌کنیم.

مکانیسم Cross-Validation چگونه است؟

  1. یکی از نقاط معلوم (مثلاً نقطه A) را موقتاً حذف می‌کند.

  2. با استفاده از سایر نقاط باقی‌مانده، مقدار نقطه A را پیش‌بینی می‌کند.

  3. مقدار واقعی نقطه A را با مقدار پیش‌بینی شده مقایسه می‌کند و اختلاف (خطا) را ثبت می‌کند.

  4. نقطه A را سر جای خود برمی‌گرداند و این کار را برای تمام نقاط دیگر تکرار می‌کند.

در نهایت، نرم‌افزار لیستی از خطاها را به شما می‌دهد. اما به کدام عددها باید دقت کنیم؟

دو معیار طلایی برای انتخاب بهترین روش

برای مقایسه روش‌ها، به دو شاخص آماری زیر نگاه کنید:

1. ریشه میانگین مربعات خطا (RMSE – Root Mean Square Error)

این مهم‌ترین عدد است. RMSE نشان می‌دهد که پیش‌بینی‌های شما به طور متوسط چقدر با واقعیت فاصله دارند.

  • تفسیر: هرچه RMSE کوچک‌تر باشد، روش درونیابی دقیق‌تر است.

  • مثال: اگر RMSE روش IDW برابر 2.5 و روش Kriging برابر 1.8 باشد، روش Kriging دقیق‌تر است.

2. میانگین خطا (ME – Mean Error)

این عدد نشان‌دهنده “اریبی” (Bias) مدل است. یعنی آیا مدل شما تمایل دارد اعداد را الکی بزرگ‌تر (Overestimate) یا کوچک‌تر (Underestimate) نشان دهد؟

  • تفسیر: این عدد باید تا حد امکان به صفر نزدیک باشد.

  • اگر عدد مثبت بود: مدل شما مقادیر را بیشتر از واقعیت پیش‌بینی کرده.

  • اگر عدد منفی بود: مدل شما مقادیر را کمتر از واقعیت پیش‌بینی کرده.

جدول راهنمای تصمیم‌گیری

وقتی گزارش اعتبارسنجی را گرفتید، از جدول زیر کمک بگیرید:

معیار وضعیت ایده‌آل معنی
RMSE کمترین مقدار ممکن دقت بالای مدل
Mean Error نزدیک به صفر عدم جهت‌گیری (Bias) مدل
RMSS (اختیاری) نزدیک به 1 برآورد صحیح عدم قطعیت (مخصوص Kriging)

نکته مهم: همیشه قبل از نهایی کردن نقشه، چند روش مختلف را تست کنید، اعداد RMSE آن‌ها را یادداشت کنید و مدلی را انتخاب کنید که کمترین RMSE را دارد.

مفهوم درونیابی در تصاویر رستری و ماهواره‌ای

اما مفهوم درونیابی در تصاویر رستری و ماهواره‌ای کمی متفاوت از داده های وکتوری (مثل ایستگاه‌های هواشناسی) است. در اینجا ما با مفهومی به نام Resampling یا «دوباره نمونه‌برداری» سر و کار داریم.

وقتی شما یک تصویر رستری را بزرگ‌نمایی می‌کنید، می‌چرخانید یا سیستم مختصات آن را تغییر می‌دهید، پیکسل‌های جدید دقیقاً روی پیکسل‌های قبلی نمی‌افتند. در این حالت، نرم‌افزار باید تصمیم بگیرد که مقدار (رنگ یا عدد) پیکسل جدید را از کجا بیاورد. اینجاست که درونیابی رستری وارد عمل می‌شود.

در ادامه، 3 روش اصلی درونیابی برای تصاویر رستری و ماهواره‌ای را بررسی می‌کنیم:

روش نزدیک‌ترین همسایه (Nearest Neighbor)

این روش ساده‌ترین راه است. پیکسل جدید، دقیقاً مقدار نزدیک‌ترین پیکسل موجود در تصویر اصلی را به خود می‌گیرد.

  • کِی استفاده کنیم؟ برای داده‌های گسسته یا طبقه‌بندی شده (مثل نقشه کاربری اراضی، نقشه پوشش گیاهی یا مرزهای سیاسی).

  • مزیت: مقادیر اصلی تصویر دست‌نخورده باقی می‌مانند (مثلاً اگر کد کلاس “جنگل” 5 است، عدد تغییر نمی‌کند).

  • عیب: تصویر در لبه‌ها حالت پله‌پله (Pixelated) پیدا می‌کند.

روش میان‌یابی خطی دوگانه (Bilinear Interpolation)

این روش میانگین وزنی 4 پیکسل نزدیک به مرکز پیکسل جدید را محاسبه می‌کند.

  • کِی استفاده کنیم؟ برای داده‌های پیوسته مثل مدل رقومی ارتفاع (DEM)، نقشه‌های حرارتی یا تصاویر ماهواره‌ای نوری معمولی.

  • مزیت: خروجی بسیار نرم‌تر از روش قبلی است و لبه‌های پله‌پله را از بین می‌برد.

  • عیب: باعث کمی “محو شدگی” (Blurring) در تصویر می‌شود و مقادیر پیکسل‌ها را تغییر می‌دهد (میانگین می‌گیرد).

روش درونیابی مکعبی (Cubic Convolution)

این روش پیشرفته‌تر است و میانگین وزنی 16 پیکسل اطراف را با استفاده از یک تابع پیچیده محاسبه می‌کند.

  • کِی استفاده کنیم؟ زمانی که کیفیت بصری و وضوح لبه‌ها در تصاویر ماهواره‌ای بسیار حیاتی است.

  • مزیت: تصویری بسیار شارپ و با لبه‌های دقیق‌تر از روش Bilinear ارائه می‌دهد.

  • عیب: به پردازش سنگین‌تری نیاز دارد و ممکن است مقادیر پیکسل‌ها را کمی از بازه اصلی خارج کند.

چه زمانی در تصاویر ماهواره‌ای از درونیابی استفاده می کنیم؟

  1. تصحیح هندسی (Georeferencing): وقتی می‌خواهید یک تصویر کج را با مختصات زمین هماهنگ کنید.
  2. تغییر اندازه (Resizing): وقتی می‌خواهید رزولوشن یک تصویر 10 متری را به 30 متری تبدیل کنید (Downsampling) یا برعکس.
  3. تغییر سیستم مختصات (Reprojecting): چون با تغییر بیضوی مرجع، شبکه پیکسل‌ها از نو چیده می‌شود.

“درونیابی فقط مختص نقاط نیست؛ در دنیای رستر و سنجش از دور، درونیابی (Resampling) پل ارتباطی برای حفظ کیفیت داده‌ها در هنگام تغییرات هندسی است. اگر داده شما کمیتی و پیوسته و عددی (مثل دما و مدل رقومی ارتفاع) است از Bilinear و اگر کیفی و گسسته (مثل نوع خاک و نقشه کاربری اراضی) است، از Nearest Neighbor استفاده کنید.”

⏮️ اگر تصویر شما “نقشه موضوعی” است 👈 (Nearest Neighbor)

اگر در حال تصحیح هندسی نقشه‌ای هستید که پیکسل‌های آن نشان‌دهنده دسته‌بندی‌ها هستند (مثل نقشه کاربری اراضی، نقشه زمین‌شناسی، یا نقشه پوشش گیاهی)، فقط از روش Nearest Neighbor استفاده کنید.

  • چرا؟ چون این روش مقدار عددی پیکسل را تغییر نمی‌دهد. اگر کد عدد 5 نشان‌دهنده “جنگل” است، درونیابی نباید با میانگین‌گیری آن را به 5.4 تبدیل کند، چون عدد 5.4 در راهنمای نقشه شما هیچ معنایی ندارد.

⏮️ اگر تصویر شما “پیوسته و عددی” است 👈 (Bilinear)

اگر در حال تصحیح هندسی مدل‌های رقومی ارتفاع (DEM) یا نقشه‌های پهنه‌بندی شده (مثل نقشه بارش یا دما) هستید، روش Bilinear Interpolation بهترین گزینه است.

  • چرا؟ چون تغییرات در این پدیده‌ها تدریجی است. این روش با میانگین‌گیری از 4 پیکسل اطراف، سطحی نرم ایجاد می‌کند و از پله‌پله شدن لبه‌های ارتفاعی جلوگیری می‌کند.

⏮️ اگر تصویر شما “عکس هوایی یا ماهواره‌ای پانکروماتیک” است: (Cubic)

برای تصحیح هندسی عکس‌های هوایی قدیمی یا تصاویر ماهواره‌ای با رزولوشن بالا (مثل WorldView) که قرار است روی آن‌ها تفسیر بصری انجام دهید، روش Cubic Convolution توصیه می‌شود.

  • چرا؟ این روش با بررسی 16 پیکسل اطراف، لبه‌ها را بسیار شارپ و دقیق نگه می‌دارد. اگرچه محاسبات آن سنگین‌تر است، اما خروجی نهایی برای چشم انسان بسیار واضح‌تر و واقعی‌تر به نظر می‌رسد.

 

[mailerlite_form form_id=80]

اخبار ، مقالات و تحقیقات گروهی را دنبال کنید.

۰ تا ۱۰۰ مفاهیم سنجش از دور

کاملا رایگان شروع کن!

آموزش رایگان ArcGIS pro

واقعاااااا رایگاااااانه !!

آموزش گوگل ارث انجین

شدیدا توصیه شده !

دانلود لندیوز ۱۰ متری ایران و …

به کمک گوگل ارث اینجین!

کتاب موتور پردازش مجازی

اولین کتاب آموزش گوگل ارث انجین!

طبقه بندی تصاویر ماهواره ای

آشنایی با انواع روش ها!

پیش پردازش تصاویر ماهواره ای

هندسی – رادیومتریکی – اتمسفری

دانلود داده های آلتیمتری

ترازسنجی برای دریاچه ها

پوشش اراضی ۱۰ متری

ترازسنجی برای دریاچه ها

نمایش سه بعدی در ArcGIS

مدل رقومی ارتفاع

[mailerlite_form form_id=80]

 پربــازدیـدترین مقالات

  نظراتـــــــــ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

 آخرین مقالات